سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
لبهای زخمی

لبهای زخمی
درباره وبلاگ
امکانات وب









جغرافیاى خانم ها


خانم ها در سن 18 تا 21 سالگى ، مانند آفریقا یا استرالیا هستند


نیمه کشف شده، وحشى، با زیبایى هاى افسون کننده ى طبیعى


در سن 21 تا 30 سالگى، مثل امریکا یا ژاپن هستند:


کاملا کشف شده، بسیار توسعه یافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد یا اتومبیل .


در سن 30 تا 35 سالگى، مانند هند یا اسپانیا هستند:


بسیار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زیبایى هاى خود.


بین سن 35 تا 40 سالگى، مانند فرانسه یا آرژانتین هستند:


بدین معنا که اگر چه ممکن است در جریان جنگ نیمه ویران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسیارى براى تماشا دارند .


در سن 40 تا 50 سالگى، مثل یوگسلاوى یا عراق هستند:


جنگ را باخته اند. هنوز گرفتار اشتباهات پیشین اند. و به باز سازى کامل نیاز دارند .


بین 50 تا 60 سالگى، مانند روسیه یا کانادا هستند:


بسیار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان، اما سرماى زیاد، خلایق را از آنان می رماند.


در سن 60 تا 70 سالگى، مانند انگلستان یا مغولستان اند:


با یک گذشته ى درخشان و بدون آینده .


بعد از 70 سالگى، شبیه آلبانى یا افغانستان اند:


همگان میدانند که در کجایند، اما هیچکس به سراغ شان نمى رود.


جغرافیاى آقایان


از 18 تا 50 سال مثل ایران :


راهنما و حلال مشکلات دنیا ولی در کار خود مانده .


بعد از 50 سالگى، شبیه عربستان هستند:


همگان فقط به خاطر مال و ثروت به آنها احترام می گذارند



[ سه شنبه 22/9/90 ] [ 8:41 صبح ] [ علی ]

غنچه با دل گرفته گفت:
زندگی
لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر میکنی
کدام یک درست گفته اند
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد اوگل است
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!


قیصر امین پور


[ سه شنبه 22/9/90 ] [ 7:54 صبح ] [ علی ]

مرگ،خوابی شیرین،


در آغوش خاک گرم که جسم سرد مرا در آغوش میگیرد


تا همه ی بی مهری ها وسردی ها و نامردی ها را به فراموشی بسپارم.


و با چه محبتی مهرش را نثارم میکند بی منت.


و باد که با وزش بر روی خاکم و نوازشی دلنشین آرامم می کند


و در لابه لای درختان برایم آوار می خواند


و درختان برایم دست می زنند


و حال با این یاران دیگر احساس تنهایی نخواهم کرد.


مرگ زیباست برای جسم سردم و روح بلند پروازم


که باز خواهد گشت در آغوش گرم وبی نهایت محبت او...


 


عکس تصویر تصاویر پیچک ، بهاربیست Www.bahar22.com


[ شنبه 28/8/90 ] [ 8:7 صبح ] [ علی ]

نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری
بزار باور کنم امشب تو هم حال منو داری

نمـیدونـی چـه آشـوبـم ... از این آرامـش خونــــه
از ایـن رویــای شیرینی ... که میدونم نمی مـونــه

چقد این حس من خوبه ... همین که از تو میمیرم
همین که هر نفس امشب ... هوامو از تو میگیرم
 


08vp3s1hp1svbuusb.jpg


[ شنبه 28/8/90 ] [ 8:3 صبح ] [ علی ]

حسنی به روایت امروزی...






حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو

موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه
نه سیما جون ،نه رعنا جون

نه نازی و پریسا جون
هیچ کس باهاش رفیق نبود

تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب !

باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟
نه نمی رم نه نمی رم

به دخترا دل می بازی ؟!
نه نمی دم نه نمی دم


گل پری جون با زانتیا
ویبره می رفت تو کوچه ها

گلیه چرا ویبره میری ؟
دارم میرم به سلمونی

که شب برم به مهمونی
گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین

یه کمی به من سواری می دی ؟!
نه که نمی دم

چرا نمی دی ؟
واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم

اما تو چی ؟
نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه


در واشد و پریچه
با ناز اومد توو کوچه

پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟
مامان پری ،از اون بالا

نگاه می کرد توو کوچه را
داد زد وگفت : اوی ! بی حیا

برو خونه تون تورا بخدا
دختر ریزه میزه

حسابی فرز وتیزه
اما تو چی ؟

نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه

نازی اومد از استخر
تو پوپکی یا نازی ؟

من نازی جوانم
میای بریم کافی شاپ؟
نه جانم

چرا نمی ای ؟
واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال یک شوهر خوب

اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه


حسنی یهو مثه جت
رسید به یک کافی نت

ان شد ورفت تو چت رووم
گپید با صدتا خانووم!

هیشکی نگفت کی هستی ؟
چی کاره ای چی هستی ؟

تو دنیای مجازی
علافی کرد وبازی

خوشحال وشادمونه
رفت ورسید به خونه

باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام

چاهارتا شرعن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام

حسنی اومد موهاشو
یه خورده ابروهاشو

درست وراست وریس کرد
رفت و توو کوچه فیس کرد

یه زن گرفت وشاد شد
زی ذی شد و دوماد شد


[ دوشنبه 28/6/90 ] [ 11:27 عصر ] [ علی ]
سر جلسه امتحان تقلب اشتباه برسونین به دوستتون ! 

به بچه همسایه بگید اگه یه خودکار رو قورت بده ، بزرگ شه مهندس میشه !


از پشه ای که نیشتون زده ، دیه بگیرین ! 


با سوزن برید سراغ باکنک های بچه کوچولو ها !


شونه های مگسائی رو که تازه نشستن روتون بمالین تا خستگیشون در بره ! 


وقتی قایق موتوری تون وسط دریا خاموش کرد ، پیاده بشین هل بدین ! 


بلالی که دونه هاش کج هست رو ببرین ارتودنسی ! 


به گل مصنوعی روی میزتون به زور آب بدین تا بخوره ! 


داداش کوچیکتون رو بذارین توی مایکروفر تا برنزه بشه ! 


گوشی موبایلتون رو با سنجاق قفلی به پاچه شلوارتون وصل کنین ! 


سی دی قفل دار رو بشکنین تا قفلش باز بشه ! 


با هندوانه یه قل دو قل بازی کنین ! 


به دوست دکترتون بگین : مرض جدید چی داری ؟ ! 


بارفیکس خونه ی دوستتون رو شل بکنین و ازش بخواین هنر های ژیمیناستیکشو بهتون نشون بده ! 


کرم ضد آفتاب را به کف پایتان بزنید ! 


توی باک ماشینتان چایی بریزید تا خستگی اش در برود ! 


از مگسای دستشوئی عاجزانه خواهش کنین نوبت رو رعایت کنن ! 


وسط دعوا با دماغ بزنید تو مشت طرف مقابل ! 


نصف شب زنگ بزنید به اورژانس و بگویید : من مرض دارم ، بیاین منو ببرید ! 


به گدای کنار خیابان ، به جای پول ، آدرس مراکز کاریابی را بدهید ! 


روز بازی پرسپولیس با استقلال ، وسط تماشاچی ها بنشینید و با صدای بلند ، شموشک نوشهر را تشویق کنید ! 


توی تنگ ماهی قرمز یک کیسه نمک خالی کنید تا آب شور بشود و ماهیتان فکر کند تو دریاست ! 


شلوارتان را چپه بپوشید تا کسی نتواند دست توی جیبتان کند ! 


برید سراغ کارگرای ساختمون بگید چند طبقه ست اگه جوابتونو داد بگید به من چه !


با طوطی همسایتون کل کل کنید !


زنگ بزنید پیتزایی سفارش بدید آدرس یه پیتزایی دیگه رو بدید !


بجای موز توی میهمانی به مهمانان آدامس موزی تعارف کنید و بگویید بفرمایید موز mp3 ! 


داخل سوراخ قفل در مغازه های محله تان میخ بکنید ! 


جنازه ی سوسکی رو که بی دلیل کف دستشوئی مرده ، ببرید پزشکی قانونی ! 


اتوی داغ روی صورتتان بکشید تا چروکهای پوستتان بر طرف شود !  ( این یکیش مال دختراس)


به راننده اتوبوس شرکت واحد بگویید : به جان خودم اگه ایندفعه بلیطمو پاره کنی دیگه بهت بلیط نمی دم ! 


سر جلسه امتحان به مراقب بگویید : برو اونطرف تر وایستا ! جلوی دیدم رو گرفتی ! نمی تونم برگه کناریم رو خوب ببینم ! 


لاستیک ماشینتان را با دهان باد کنید ! 


پیراهن را روی کت بپوشید ! 


از سمت راست ماشین گشت نامحسوس پلیس ، با سرعت 180 تا سبقت بگیرید ...



[ یکشنبه 13/6/90 ] [ 7:51 صبح ] [ علی ]

http://www.up.vatandownload.com/images/tyre0d8v4gj3x783yvzi.jpg


درد و دل دخترونه ...


  یه دوست پسر هم نداریم بهمون پیشنهاد بیشرمانه بده ، ماهم کلی کولی بازی در بیاریم
یه دوست پسر هم نداریم مجبورش کنیم اسم مارو رو بازوش خالکوبی کنه

یه دوست پسر هم نداریم با وضع فجیع برم بیرون همه بگن تو چرا این شکلی شدی بگم اونی که باید بپسنده پسندیده
یه دوست پسر هم نداریم قاصدک ببینیم بپریم روش بگیم وای ازش خبر آورده

یه دوست پسر هم نداریم از سربازی معاف باشه هر روز بهش بگیم سربازی واسه تو لازم بود خیلی لوس بار اومدی
یه دوست پسر هم نداریم شارژ ایرانسل بده بهمون بگه خطت رو شارژ کن زود به خودم زنگ بزن

یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم ای کاش رشد عقلتم مثل رشد سیبیلت بود
یه دوست پسر هم نداریم همیشه حرفمون رو گوش کنه نه فقط موقعی که بهش می گیم دیگه به من زنگ نزن

یه دوست پسر هم نداریم بگه چه خبر عزیزم بگیم داری بابا میشی
یه دوست پسر هم نداریم هی واسش از جذابیت آقایون کچل بگیم که آخر سر بره دونه دونه موهاشو بکنه جذاب شه

یه دوست پسر هم نداریم هی بهش بگیم من n تا خواستگار دکتر دارم زود باش تکلیف منو روشن کن
یه دوست پسر هم نداریم که دیگه هی نگیم من به عشق اعتقادی ندارم

یه دوست پسر هم نداریم هی انگشتمونو بزنیم به پهلوش دو متر بپره بخندیم بهش
یه دوست پسر هم نداریم با شماره دوستش امتحانمون کنه ما هم سربلند از امتحان بیایم بیرون

یه دوست پسر هم نداریم وقتی ناراحتیم الکی از این حرف های امید دهنده بزنه مثلاً همه چی آرومه و اینا
یه دوست پسر هم نداریم بهش بگیم می خوام پراید بخرم بگه بقیه پولشو من می دم 206 بخر

یه دوست پسر هم نداریم که ثانیه به ثانیه یادآوری کنه که ما فقط دوستای معمولی هستیم
یه دوست پسر هم نداریم خودمونو واسش لوس کنیم بگه خبه خبه ادای احمق ها رو در نیار

یه دوست پسر هم نداریم یه کم شعور داشته باشه به شعورش توهین کنیم
یه دوست پسر هم نداریم بهمون بگه مواظب خودت باش از پیاده رو برو رسیدی خونه تک بزن

یه دوست پسر هم نداریم نگران این باشیم که یه وقت تو برنامه هاش سفر یه هفته ای به تایلند نزاره
یه دوست پسر هم نداریم وقتی عصبانی هستیم با فامیل صداش کنیم مثلاً گوش کن آقای فلانی

یه دوست پسر هم نداریم برادرزاده ی 6 سالمون نیاد بگه عمه فکر کنم هیشکی تورو دوست نداره
یه دوست پسر هم نداریم سرما بخوره هی قربون صدقه صدای گرفتش بریم

یه دوست پسر هم نداریم اس ام اس عاشقونه بفرسته واسمون به جای جواب عاشقونه گیر بدیم این اس ام اس رو کی برات فرستاده؟ هـــــــــــــا؟؟؟؟

یه دوست پسر هم نداریم شب ها آرزوی وصال کنه روزها آرزوی فراق
یه دوست پسر هم نداریم آرزوهامونو بهش بگیم اونم الکی بگه خودم همش رو بر آورده میکنم

یه دوست پسر هم نداریم بدونه اس ام اس رو فقط نمیخونن بلکه جواب هم میدن
یه دوست پسر هم نداریم هی سفر کاری با دوستاش بره شمال

یه دوست پسر هم نداریم از ترس ترور شخصیتی بخاطر سیبیل هامون هر دو روز یه بار بریم آرایشگاه
یه دوست پسر هم نداریم برامون آواز بخونه با صدای نکرش

یه دوست پسر هم نداریم تو خیابون گربه ببینیم بپریم بغلش بگیم وای ببخشید از ترس بود
یه دوست پسر هم نداریم درک صحیحی از زمان داشته باشه. میگه 10 دقیقه دیگه زنگ میزنم هفته ی بعد زنگ نزنه

یه دوست پسر هم نداریم وقتی میگیم داره واسم خواستگار میاد ناراحت بشه نگه چه خوب
یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم تو دیگه مرد شدی وقت زن گرفتنته

یه دوست پسر هم نداریم هر وقت میره مسافرت شارژر گوشیشو جا بزاره تا برگرده گوشیش خاموش باشه هر غلطی خواست بکنه
یه دوست پسر هم نداریم که وقتی خسته میشیم کیفمون رو برامون بیاره

یه دوست پسر هم نداریم که یکی جز مامانمون شمارمونو از حفظ باشه
یه دوست پسر هم نداریم پای رقیب که میاد وسط به جای اینکه بگه انتخاب با خودته یه ذره مبارزه کنه خب

یه دوست پسر هم نداریم از اینترنت بدش بیاد اوقات فراغتش رو با ما بگذرونه نه با کامپیوترش
یه دوست پسر هم نداریم باهم تخمه بخوریم هی پوستاشو تف کنیم رو سرو صورت هم

یه دوست پسر هم نداریم هی گازش بگیریم جای دندونامون یادگاری بمونه
یه دوست پسر هم نداریم بوتیک داشته باشه هی بریم از مغازش جنس برداریم به عنوان هدیه

یه دوست پسر هم نداریم دو تا ماشین داشته باشه یه زوج یه فرد. هر روز بریم بیرون نه یه روز درمیان
یه دوست پسر هم نداریم نصفه شب اس ام اس های محبت آمیز برامون بفرسته صبح بیدار شدیم بخونیم کیف کنیم

یه دوست پسر هم نداریم وقتی با گریه بهش زنگ می زنیم نگه هر وقت زر زرت تموم شد بهم زنگ بزن
یه دوست پسر هم نداریم نگه هروقت با همراه اول زنگ زدم فقط حرف های مهم رو بگو، چرت و پرت خواستی بگی بگو با ایرانسل ساعت 12 شب به بعد زنگ بزنم

یه دوست پسر هم نداریم بشینیم عکس های بچگیشو ببینیم و به درگاه خدا دعا کنیم لااقل بچه ش این شکلی نشه
یه دوست پسر هم نداریم کوچه علی چپ رو نشناسه

یه دوست پسر هم نداریم بهش بفهمونیم خاطراتش رو واسه خودش نگه داره هی نگه من اینجا خاطره داشتم من با این آهنگ شب هایی داشتم. ما خانم ها حسودیم بفهمید

یه دوست پسر هم نداریم وقتی با یه دختر حرف میزنه هی وشگونش بگیریم که یعنی بسه جمع کن خودتو
یه دوست پسر هم نداریم یه هفته قبل تولدمون غیب بشه گوشیش خاموش بشه یه هفته بعد از تولد دوباره ظهور کنه بگه عزیزم تصادف کرده بودم

یه دوست پسر هم نداریم تو ماشین آهنگ شیش و هشت بزاریم کله هامونو باهم تکون بدیم
یه دوست پسر هم نداریم موقع انتخاب واحد بگه عصر کلاس برندار که باهم بریم بیرون

یه دوست پسر هم نداریم پفک بخوریم یواشکی دستامونو بمالیم به صندلی های ماشینش
یه دوست پسر هم نداریم اول آشنایی شماره ایرانسل بدیم بهش دو روز بعد از آشنایی همراه اول

یه دوست پسر هم نداریم خوش سلیقه باشه ما رو انتخاب کنه
یه دوست پسر هم نداریم موبایلمون همیشه تو دستمون باشه دیگه هی گم نشه

یه دوست پسر هم نداریم حتی گاهی گوشیمونو یهو بگیره بگرده بیبینه خیانت میانت نمی کنیم که
یه دوست پسر هم نداریم دستامونو بگیره محکم تو دستاش بگه حالا اگه زورت میرسه بکشش بیرون

یه دوست پسر هم نداریم شماره تلفنش بشه همه ی پسوردامون
یه دوست پسر هم نداریم که تهدیدش کنیم یا دیگه نباید سیگار بکشه یا اگه میکشه منم باید باهاش بکشم

یه دوست پسر هم نداریم که هیچ، دوست معمولیشم نداریم دلمون خوش باشد...



تصاویر متحرک


[ یکشنبه 13/6/90 ] [ 7:39 صبح ] [ علی ]


[ جمعه 31/4/90 ] [ 11:44 عصر ] [ علی ]

 می‌ترسم.
 می‌ترسم؛ نه از تعقیب سایه و سنگ ،
 نه از شب‌های بی‌مهتاب و زوزه‌ی گرگ ،
 از آدم‌ها... از آدم‌ها می‌ترسم .
 از آن‌که با من می‌نشیند و برمی‌خیزد .
 از دوست‌نمایان ...
 از آن‌که دوست می‌نماید می‌ترسم .
 از همانان‌که  ــ به قول فروغ ــ  مرا می‌بوسند و طناب دار مرا می‌بافند ...
 سال‌هاست که می‌ترسم.
 از آدم‌ها می‌ترسم و می‌گریزم به خلوت.
 به خلوتِ خالی از چشم
 می‌گریزم و می‌ترسم از چشم‌هایی که خلوتم را می‌پایند … 
 می‌گویند هر کاری عقوبتی دارد ؛
 عقوبت ریختن آبروی دیگران، عقوبت تمسخر، تحقیر و عقوبت شکستن دل .
 تو بگو ... بگو من مبتلای کدام عقوبتم ؟
 کاش در زمان پیامبری می‌زیستم ، از ترس‌هایم می‌پرسیدم و از عقوبت‌کشیدنم.
 کاش ناگاه از جایی الهامم می‌شد که این درد که می‌کشم از کجاست !
دوستی، آن سال‌ها می‌گفت:
 - فکر کن حالا ! حتماً گناهی کرده‌ای، توبه کن از گناهانت!
 من فکر می‌کردم با خودم ... من گناه نکرده بودم
 خدای من مثل خدای آنها سخت‌گیر نبود که از من کارهای سخت بخواهد 
n,sjl  همیشه می‌گوید : هر چه به ما می‌رسد، هر چه به ما می‌دهند، هرچه که می‌گویند سرنوشت ماست، همه را یک روزی، یک جایی از ما پرسیده‌اند و بله‌اش را گرفته‌اند.
 از من هم پرسیده‌اند ؟
 یادم نمی‌آید ... !
 و این شاید معنی همان تقدیر است که هیچ ‌وقت نفهمیدمش.
  ......
 من می‌ترسم از این همه  دروغ ... از تزویر .
 می‌ترسم از متنعّم بی‌درد که نفَس از گرما می‌آورد و لب به نصیحت و شماتت می‌گشاید.
 حتی از تو...
 راستی ای چشم‌های ناآشنا ! تو که ترس‌هایم را می‌خوانی... تو کیستی؟
 کیستی ای چشم‌های پنهان ؟
 از تو هم می‌ترسم .
 اما گاهی می‌خواهم به تو بگویم.
 همه‌ی ترس‌هایم را بریزم جلوی دیدگانت تا بخوانی.
 شاید دست‌هایت را گشودی...
 شاید به پیامی و کلامی مرا نوازیدی.
 ای مخاطب ناآشنا !
 شاید دست‌هایت را برایم به سوی آسمان بلند کردی و ستاره‌ای چیدی .
 ... ستاره را در کلامی بگذار و برایم بفرست !


[ پنج شنبه 30/4/90 ] [ 9:29 صبح ] [ علی ]








شکست عشقی می تواند به ایست قلبی منجر شود


از همان روز اول که به دنیا می آییم دلمان خوش است
دلمان خوش است که مادری داریم که شیرمان می دهد
دلمان خوش است که پدری داریم که می توانیم با موهای صورتش بازی کنیم
دلمان خوش است که همه گوسفند ها و گاو ها و مرغ ها برای شکم ما آفریده شده اند
دلمان به این خوش می شود که زمین زیر پای ماست و آسمان هم ,
دلمان به قیافه خودمان توی آینه خوش می شود
دلمان خوش می شود به اینکه توی جیبمان یک دسته اسکناس داریم
دلمان به لباس نویی خوش می شود و به اصلاح سر و صورتی ذوق می کنیم
یا زمانی که شاگرد اول می شویم
دلمان ساده خوش می شود به یک جایزه که یک جعبه مداد رنگی دوطبقه ای است...یا به حرف های قشنگی که می شنویم
دلمان به تمام دروغ ها و راست ها خوش می شود
به تماشای تابلویی یا منظره ای یا غروبی یا فیلمی در سینما و شکستن تخمه ای
دلمان خوش می شود به اینکه   شب تحویل سال  را برویم کنار دریا و خوش بگذرانیم مثلا با خنده های بی دلیل ,
یا سرمان را تکان بدهیم که حیف فلانی مرد یا گریه کنیم برای کسی
دلمان خوش می شود به تعریفی از خودمان و تمسخری برای دیگران
یا به رفتنی به مهمانی و نگاه های معنی دار و اینکه عاشق شده ایم مثلا
دلمان خوش می شود به غرق شدن در رویاهای بی سرانجام
به خواندن شعر های عاشقانه و فرستادن اس ام اس ها و  نامه های فدایت شوم
دلمان ساده خوش می شود با آغوشی گرم و حرف هایی داغ
دلمان خوش است که همه چیز رو براه است
که همه دوستمان دارند
که ما خوبیم.
چقدر حقیریم ما....

چقدر ضعیفیم ما...


دلمان خوش است که می نویسیم و دیگران می خوانند و عده ای می گویند , آه چه زیبا
و بعضی اشک می ریزند و بعضی می خندند
دلمان خوش است به لذت های کوتاه
به دروغ هایی که از راست بودن قشنگ ترند
به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند یا کسی عاشقمان شود
با  پیامکی دل می بندیم و با جمله ای دل می کنیم
دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشیدن لذتی
و وقتی چیزی مطابق میل ما نبود
چقدر راحت لگد می زنیم و چه ساده می شکنیم همه چیز را
 .......

روز و شب ها تمام می شود و زمان می گذرد
دلمان خوش می شود به اینکه دور و برمان پر می شود از بچه ها
دلمان به تعریف خاطره ها خوش می شود و دادن عیدی
دلمان به اینکه دکتر می گوید  خیلی سالمی ذوق می کند
و اینکه می توانیم  سرحال روزگار بگذرانیم
دلمان به خواب های طولانی و بیداری های کوتاه خوش است و بعضی وقتا برعکسش
و زمان می گذرد 


حالا دلمان خوش می شود به گریه ای و فاتحه ای
به اینکه کسی برایمان خیرات بدهد و کسی و به یادمان اشک بریزد
ذوق می کنیم که کسی اسممان را بگوید
و یا رهگذری سنگ قبرمان را بخواند
و فصل ها می گذرد

دلمان تنها به این خوش می شود که موشی یا کرمی از گوشت تنمان تغذیه کند
یا ریشه گیاهی ما را بمکد به ساقه گیاهی
دلمان خوش است به صدای عبور آدم هایی که آن بالا دلشان خوش است که راه می روند روی قبر ما
و دلمان می شکند از لایه های خاکی که سنگ قبرمان را در مرور زمان می پوشاند
و اینکه اسممان از یاد بچه ها رفته است
و زمان باز می گذرد

دلمان خوش است به استخوان بودن
به هیچ بودن
به خاک بودن دلمان خوش است
به مورچه ها و موش ها و مارها


ما آدم ها چه راحت دلمان خوش می شود
مثل کودکانی که هنوز نمی فهمند
ما اشرف مخلوقات عالم هستیم و چقدر خوش به حالمان می شود
ما خیلی خوبیم  ... !
و من دلم خوش است به نوشتن همین چند جمله
و این است پایان عاطفه ها...


[ پنج شنبه 30/4/90 ] [ 9:27 صبح ] [ علی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.


فروش بک لینکطراحی سایتعکس